خرید بک لینک
با اشتیاقی معصومانه میگوید: آدمها میتوانند سرنوشت خود را تعیین کنند، آدمها میتوانند سرنوشت خود را تغییر دهند... ناخواسته خندهام میگیرد، میکوشم تا به دشواری زبانم را از زیر زنجیرهای سنگین خاموشی، تکان دهم، اما هیچ سخنی از دالان تاریک گلویم به آستانهی دهان و گفته شدن نمیرسد. کلمات در شبِ حنجرهام یخ بستهاند... میگوید: کافی است که اراده کنی و عمیقا بر ارادهات متمرکز شوی.... و در میان سخنانش از کتابهای مقدس و عارفان شرقی، مُدام شاهد مثال میآورد. من اما به زنجیرهایی میاندیشم که از هزار سمت، آدمی را زندانی کرده ان

برچسب: تخته بند تنم,تخته بند تن,این تخته بند تن,در سراچه ترکیب تخته بند تنم, نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 1:09

تا که خرابم نکند کي دهد آن گنج به من

تا که به سيلم ندهد کي کشدم بحر عطا

مرد سخن را چه خبر از خمشي همچو شکر

خشک چه داند چه بود ترلللا ترلللا

آينه ام آينه ام مرد مقالات نه ام

ديده شود حال من ار چشم شود گوش شما

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: پنجشنبه 15 مهر 1395 ساعت: 17:15

مرا حرفه ای ديگر نيست جز آنکه دوستت بدارم می خواهم دوستت بدارم تا شهرها را از آلودگی برهانم زن لايه ی نمکی ست که تن ما را از تعفن حفظ می کند و نوشتن مان را از کهنگی... آنگاه که زن ما را به حال خود رها کند يتيم می شويم... من کی ام بدون تو؟ چشمی که مژه هايش را می جويد دستی که انگشتانش را می جويد کودکی که پستان مادرش را می جويد... آنگاه که مرد بر دوش زنی تکيه نکند... به فلج کودکان مبتلا می شود... آ

برچسب: مرا حرفه ای دیگر نیست, نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 4:06

صفحه بندی